X
تبلیغات
نوروز

نوروز
نوروز در میان سایر ملل

نوروز در سایر کشورها




نوروز در افغانستان



مردم در افغانستان در آستانه سال نو به كاشت نهال ميپردازند و خيابانها پر از سبزههاي روييده شده از گندم و حبوبات ميشود. آنها در بازار نهال به خريدن درختهاي كوچك اقدام ميكنند.نوروز در افغانستان در بلخ و مزار شريف باشكوه بيشتري برگزار ميشود. در روزهاي اول سال مردم بلخ در ايوانها و پشتبامهاي خود گل سرخ ميكارند. گويي، شهر بلخ به يك سبد از گل سرخ تبديل ميشود.در اين شهر جشن نوروز مساوي با جشن گل سرخ ميباشد. مردم افغانستان به ويژه در بلخ به شستشوي فرشهاي خانه و تميز كردن در و ديوار خانهها ميپردازند. انجام مسابقات بزكشي، شتر جنگي، شتر سواري، قوچ جنگي و كشتي در اين منطقه در ايام نوروز برگزار ميشود.


نوروز در پاكستان




در پاكستان نوروز را عالم افروز يعني روز تازه رسيده كه با ورود خود جهان را روشن و درخشان مي كند مي نامند.
در ميان مردم اين سرزمين تقويم و روز شمار و يا سالنماي نوروز از اهميت خاصي برخوردار است . بدين جهت گروه ها و دسته هاي مختلف ديني و اجتماعي در صفحات اول تقويم هاي خود به تفسير و توضيح نوروز و ارزش و اهميت آن مي پردازند و اين تقويم را در پاكستان ( جنتري ) مي نامند.
از آداب و رسوم عيد نوروز در ميان مردم پاكستان مي توان به خانه تكاني و يا به عبارتي پاكيزه كردن خانه و كاشانه و پوشيدن لباس و تهيه نمودن انواع شيرينی ها مثل ( لدو ) گلاب حامن، رس ملائي ، كيك ، برفي ، شكرپاره، كريم رول، سوهن حلوا، و همچنين پختن غذاهاي معروف اين ايام و عيدي دادن و گرفتن و ديد و بازديد اقوام اشاره نمود.
در ايام نوروز مردم پاكستان از گفتار نا مناسب پرهيز نموده و با نواختن و نوازش يكديگر با احترام و اخلاص يكديگر را نام مي برند. همچنين سرودن اشعار نوروزي به زبان هاي اردو، دري و عربي در اين ايام مرسوم است كه بيشتر در قالب قصيده و غزل بيان مي شود.
پاكستاني ها بر اين باورند كه مقصد نوروز، اميدواري و در امن و صلح و آشتي نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانيت است تا آنجا كه آزادي و آزادگي، خوشبختي و كاميابي، محبت و دوستي و برادري و برابري همچون بوي خوش گلهاي بهاري در دل و جان مردمان جايگزين مي گردد.


  نوروز در زنگبار تانزانیا



به دليل مهاجرت مردمي از شيراز به زنگبار در كرانههاي شرقي قاره آفريقا، آيينهاي ايراني مانند نوروز در تانزانيا رواج پيدا كرد. جشن نوروز در زنگبار «نوروزي» ناميده شده و مانند ايران برگزار ميشود.


نوروز در ازبکستان



در ازبكستان عليرغم اينكه تقويم و سال نو براساس سال نوي مسيحي است اما جشن نوروز به عنوان يك جشن دولتي بر پا ميشد.

مردم اين كشور از يك ماه به عيد نوروز شروع به خانه تكاني و تغيير دادن وسايل منزل و خريد وسايل جديد و لباس نو ميكنند. آنان معتقدند كه بايد با لباسهاي نو و خانهاي آراسته و مرتب به استقبال عيد نوروز رفت. آماده كردن غذاهاي متنوع و وسايل پذيرايي از مهمانان نمادي از بركت و اميد به برداشت بيشتر در سال آينده است.

در روز نوروز سفره عيد كه «دستارخوان» نام دارد پر از غذاهايي همچون برنج با گوشت، پيراشكي با پيازچه و سبزيها و سمنو(سومالياك) ميشود و پختن سمنو با مراسم خاصي توسط زنان صورت ميگيرد كه در حين طبخ سمنو اشعاري شاد خوانده ميشود. براي ازبكها جوانه گندم در سمنو نشانه زندگي جاودانه است. آنان در سمنو چند سنگ مياندازند و در صورتي كه يكي از سنگها در كاسه «سمنو»ي مهماني بيفتد به اين معناست كه او سالي سلامت شاد و پر از موفقيت خواهد داشت.

نزديك سال نو چند مرد و زن با نماد «بهار خانوم»، «دهقان بابا» و ماماير (زمين) در خيابانها سوار بر ماشين ميشوند و نوروز را به همه تبريك ميگويند. در ازبكستان بسياري از مكانها با نام نوروز همراه است. از جمله نوروز بلاق(چشمه نوروز)، نوروز ساي(جويبار نوروز) و نوروز تپه(فرازگاه نوروز).


نوروز در قرقیزستان




نوروز در قرقيزستان فقط يك روز است كه در بيست و يكم ماه مارس، اول تا دوم فروردينماه برگزار ميشود. اما همين يك روز براي آنان بسيار مهم و قابل احترام ميباشد و آن را باشكوه برگزار ميكنند. مردم از نخستين ساعات صبح زود عيد از خانههايشان بيرون ميآيند، در ميدانهاي شهر جمع ميشوند و در بازارهاي موقت نوروزي به خريد اجناسي چون لباس، شيريني و اسباب بازي براي خود و هديه دادن به ديگران ميپردازند. همچنين مردان در نمايشهاي سواركاري با لباسهاي مخصوص و جنگي به همراه شمشير، خنجر، نيزه ، سپر و تير و كمان در زمانهاي تعيين شده شركت ميكنند و روز خود را با جشن و شادي ميگذرانند.


نوروز در قزاقستان


بانزديك شدن به ايام نوروز، خيابانهاي قزاقستان چراغاني ميشود. مردم نه تنها به تميز كردن خانههاي خود ميپردازند بلكه به نظافت كوچه و خيابانهاي شهرها اقدام ميكنند. در اين ايام مراسم نامزدي و عروسي نيز برگزار ميشود. تعطيلات نوروز در قزاقستان سه روز است اما مراسم نوروز تا يك ماه ادامه دارد. گفتني است «نوريز» اسم سومين ماه در تقويم قزاقي است و از اعياد مهم همچون عيدسعيد فطر، قربان و ژانويه براي آنان ميباشد. آنان نوروز را اعتدال بهاري ميدانند و بر اين باورند كه در اين روز ستارههاي آسماني به نقطه ابتدايي ميرسند و همه جا تازه و در زمين شادماني بر پا ميشود. به اعتقاد آنان نوروز، روزي است كه «سنگ نيلگون» سمرقند آب ميشود.در شب سال تحويل هر صاحبخانه دو شمع بالاي خانهاش روشن ميكند جوانان يك اسب سركش را زين كرده و عروسكي را با آويزان كردن زنگولهاي به گردنش در ساعت سه صبح كه ساعت معيني از شب در نوروز است رها كرده تا به اين ترتيب مردم را پيدا كنند. عروسك نماد سال نو است. اگر در اولين روز نوروز باران يا برف ببارد آنان به فال نيك ميگيرند. پختن آش نوروز به نام «گوژه» به معناي خداحافظي با زمستان و غذاهاي زمستاني است كه هفت ماده غذايي را در اين آش ميريزند.آنان در حومه شهرهاي بزرگ مسابقات معروفي در ايام نوروز بر پا ميكنند كه معروفترين آن «قول ترزاق» است كه ميان مردان و زنان برگزار ميشود. اگر برنده زنها باشند ميگويند كه سال خوب و پربركتي در انتظار خواهد بود.


نوروز در جمهوری آذربایجان


در آذربايجان مردم فرا رسيدن ايام نوروز را با عنوان «نوروز بايرام» تبريك ميگويند و آرزوي خوشبختي و سلامتي براي همديگر ميكنند. در آذربايجان اعتقاد اهالي اين است: «نوروز» نه تنها نماد نو شدن طبيعت است بلكه نشان اجراي اميدها و آرزوهاي انسانها و تحول و دگرگوني در دل مردم است. نوروز در آذربايجان، از بيستم تا بيست و دوم مارس برگزار ميشود. مردم از چند هفته مانده به نوروز به آماده كردن خانههاي خود براي نوروز ميپردازند. در شب چهارشنبه آخر سال دختران دم بخت در خيابان و كوچهها ميايستند و به سخنان مردم گوش ميدهند. اگر سخني موافق خواست خود بشنوند تعبير آن اين است كه نيتشان برآورده ميشود. آنها مراسم سمنوپزي، آويختن كلاه پوستين به درها، آويزان كردن كيسه و توبره از سوراخ بام در شب عيد و هديه گرفتن از بزرگترها جزء رسوم ايام نوروز است كه سبب مهر و محبت بيشتر در ميان يكديگر ميشود.مراسم اسبسواري، شمشيربازي، كمنداندازي، ورزشهاي زورخانهاي، طناببازي نيز بر شادي آنان در اين ايام ميافزايد كه البته اين مراسم در شهرهاي بسيار كوچك انجام ميپذيرد.


نوروز در ترکمنستان



جشن نوروز با بيش از سه هزار سال قدمت همزمان با آغاز كشاورزي در اين منطقه برگزار ميشود. در واقع تركمنستان جزء ايران بوده و اين جشن را از ايران وام گرفته است، تركمنها اعتقاد دارند بايد در آستانه سال نو، بدهيهاي خود را بدهند و با يكديگر آشتي كنند.بر روي سفره يا ميزي انواع نانها و پيراشكيهايي از آرد گندم، ارزن، ذرت، لوبيا، لپه، عدس، برنج، كنجد و نخود ميگذارند. همچنين خوراكيهايي از هفت ماده غذايي تهيه كرده كه بيشتر گياهي است مشهورترين خوراكيهاي نوروزي سمنو است.

فردوسي و عمرخيام در زمان ملك شاه سلجوقي در خاك كنوني تركمنستان بودند و نوروز را مرتبط با پادشاهان افسانهاي ايران از جمله جمشيد و كيومرث ميدانستند.


نوروز در تاجیکستان


در تاجيكستان در تمامي شهرها، مناطق و روستاهاي سراسر كشور، مراسم نوروز برگزار ميشود، به ويژه در بدخشان كه باشكوه بيشتري اين جشن بر پا ميشود.

نوروز براي تاجيكها كه روزي سرزمينشان بخشي از ايران محسوب ميشد، يك عيد ملي باستاني و اجدادي محسوب ميشود و آن را« غدير ايام» يعني عيد بزرگ مينامند.

خانه تكاني در خانهها از چند روز قبل از عيد نوروز رواج دارد. تاجيكها در نخستين روز نوروز صبحانه را با انواع غذاهاي شيرين صرف ميكنند. حلوا، شير برنج و غوز حماچ صبحانه آنان را تشكيل ميدهد كه نماد روزهاي شيرين تا پايان سال است. بعد از صرف صبحانه پارچه سرخي در بالاي در ورودي خانه آويزان ميكنند كه نشانه خوشبختي است و پنجرههاي خانهها را باز ميكنند تا نسيم بهاري وارد خانه شود.

همه مردم لباس نو به تن ميكنند و كوچكترها با شاخهاي از غنچه گل سرخ نزد بزرگترها ميروند و با گفتن «شاگون بهار مبارك» سال خوش و پربركتي را براي هم آرزو ميكنند.در ايام نوروز مردم ناراحتيها و كدورتها را فراموش كرده و به ديدار يكديگر ميروند. در بدخشان در شب دوم سال نو غذايي با كله و پاچه گوسفند و گندم به نام «باج» درست ميكنند. نوروز در تاجيكستان سه روز ادامه دارد.عيادت از بيماران، كمك به فقرا و يتيمان نيز جزء مراسم عيد نوروز در تاجيكستان است.



|+| نوشته شده توسط عاشقان نوروز در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389 ساعت 9:49 |

جشن چهارشنبه سوری
 

    چهارشنبه سوری امسال

 

    با شکوه تر از هر سال 

 

 

همزمان با چهارشنبه سوری مير نوروزی

 

((حاجی فيروز مياد ))


 

جشن چهارشنبه‌سوری روز خاصي براي آتش‌افروزی و پريدن از روی آتش است. غروب آخرين سه‌شنبه سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبه سال موعدی است كه در آن همه برای برپايی اين جشن به تكاپو می‌افتند. 

 

مراسم چهارشنبه سوری

 


 بوته افروزی

 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته های  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بيماری و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

 

 

                                              زردی من از تو   سرخی  تو از من 

 

                        غم برو شادی بيا ، محنت برو روزی بيا 

 

                   ای شب چهارشنبه ، ای كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روی آن، زردی و بيماری خود را، از راه جادوی سرايتی، به آتش می دهند و در عوض سرخي و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بيرون می برد و در سر چهار راه، يا در آب روان می ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گويد كه از عروسی می آيد و تندرستی و شادی براي خانواده آورده است.در اين هنگام اهالی خانه در را به رويش می گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای يك سال به درون خانه خود می برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زيانكار می پالايند و ديو پليدی و ناپاكی را از محيط زيست دور و پاك می سازند. برای اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان می ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

               

 

 کوزه شکنی  

 

 

 

 مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سياه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی ، و يك سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالين می اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می  كند و می گويد (( درد و بلای خانه را ريختم به کوچه ))  

 

 

                           فال گوش نشينی 

 

 

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوی زيارت و مسافرت، غروب شب  چهارشنبه  نيت  می كنند  و  از خانه  بيرون  می روند  و در سر گذر يا سر چهارسو می ايستند و گوش  به صحبت  رهگذران  می سپارند و به  نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان  دلنشين و شاد از رهگذران  بشنوند، برآمدن  حاجتو آرزوی  خود را  برآورده  می پندارند.  ولی  اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

 

 قاشق زنی


 

 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شيرينی يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چيزی به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

   آش چهارشنبه سوری

 

 

 

خانواده هايی كه بيمار يا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار می خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش می کردند .

 

 

                        آجيل چهارشنبه سوری


   

زنانی  كه نذر و نيازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله میخريدند و پاك می كردند و ميان خويش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است.

 

 

 

مراسم ديگری  مانند توپ مرواريد ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قليا سودن ، فال گرفتن هم در اين شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

 

                           


چهارشنبه سوری امسال با شکوه تر از هر سال  

 

 

      زردی من از تو   سرخی  تو از من  

 

زنده باد آيينهای کهن ايران زمين

 

زنده باد ايران

 

زنده باد ايرانی

 توجه    همزمان با چهارشنبه سوري    توجه

 

دومين وبلاگ نوروزي گروه عاشقان با نام حاجي فيروز آپ شد

 

براي ورود به وبلاگ حاجي فيروز كليك نماييد  

    

 پيام آور نوروز (( حاجي فيروز )) آمد

  

http://www.hajifirouz.blogfa.com

 

 


حاجي فيروزه سالي يه روزه

همه مي دونن ، منم مي دونم

عيد نوروزه سالي يه روزه

 

ارباب خودم سامبلي بليكم

ارباب خودم سرتو بالا كن

ارباب خودم به من نيگا كن

ارباب خودم لطفي به ما كن

ارباب خودم بز بز قندي

ارباب خودم ، چرا نمي خندي

بشكن ، بشكنه ، بشكن

با آرزوی شادی برای هموطنان در شب چهارشنبه سوری

گروه عاشقان

|+| نوشته شده توسط عاشقان نوروز در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ساعت 23:14 |

تاريخچه پيدایش جشن نوروز

تاريخچه پيدايش جشن نوروز




در گذشته نه چندان دور، نوروز شادترین لحظه‌ زندگی مردم شاهپور بود. كينه‌ها، دشمني‌ها و قهرها مي‌مردند و آشتی‌ها و دوستي‌ها جوانه مي‌زدند. جمشید ستایش، کورش تحسین و ساسان پدر اين ديار، هويت را نماد مي‌بخشيد.

 سه ماه به شور بهار مانده، مردم در غوغاي دگرگوني سال شيدايي مي‌كردند. زنان با اشتياق فراوان در خانه تكاني و تدارك سفره‌ها سر از پاي نمي‌شناختند. تنقلات و آجيل‌هاي محلي از تخم‌ هندوانه، کدو و آفتابگردان گرفته تا نخودچي، برنجك (برنج جوشانيده و بو داده شده خشك)، گندم برشته (گندم بو داده) گمك (برنج تر پوست نكنده‌ و در هاون كوبيده شده)، نان شيرين و ساير محصولات محلي، همه با سليقه زنان و دختركان با صفا و فرهنگ دوست، براي شب موعود تدارك ديده مي‌شد.

پدر در انديشه تهيه‌ پوشاك نو براي فرزندان غوطه‌ور مي‌شد. پوششي كه شايد تنها ‌يك بار در سال پيكر كودك و بزرگ را تزيين مي‌كرد.

بوي خوش بهار از چهره‌ چروكيده‌ پيران تا رخ زيباي كودكان دماغ را نوازش مي‌داد. و بدين سان آداب چندين هزارساله‌ سرزمين آرياوش به دستان پرپينه اما سرشار از مهر ‌اين قوم درستكار و‌ يزدان پرست، جاودانگي را تا كران لاجورد آسمان فرياد مي‌زد. پسين آخرين چهارشنبه، سور برپا مي‌شد و كارها پايان. بوته‌هاي خار، بدون احساس هر سوزشي بر پشت شیر زنان و دلیر مردان، آتش مقدس را نوید مي‌داد. زردي‌ها زیر چکمه سرخي‌ها بر گور زمستان جا خوش مي‌كردند.

سفر رفته‌هاي دور از خانه، گاه را غنيمت شمرده و از هر جاي كشور خود را به خانه مي‌رساندند؛ تا بر سفره‌ هفت سين نشسته و در انتظار عمو نوروز سپندها بر منقل دود كنند. سفره هفت سين مزين به همان سين‌هاي رايج  بود و با ماهي، نان، آينه و تخم مرغ آراسته مي‌شد. كتاب، ارزش سفره بود.

دم به دم تپش دل‌ها بيشتر مي‌شد، پرچم داران جمشيد با شادي بي‌وصف؛ بر طبل سياه زمستاني مي‌كوبيدند، گاه دگرگوني زمين مي‌رسيد، زاغ سيه روي از ترس شلمزارهاي سرسبز، به دشت سياهي مي‌خزيد و مردم شاهپور با بوي خوش بهار نارنج و عطر گل محمدي؛ دهل زنان رسيدن عمو را پاس مي‌داشتند.


در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند. 

 

 

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.  

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) .



صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، نمي توان پيدا كرد .   

|+| نوشته شده توسط عاشقان نوروز در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ساعت 15:55 |

آموزش کاشت سبزه نوروز

آموزش كاشتن سبزه 

 

  عيد نوروز 


 

اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است. در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ". و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ."امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند.اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

۱-  براي سبز كردن سبزه، گندم ،جو ،ماش و عدس هر كدام را كه خواستيم خيس كرده يكي دوشب . چند بار آبش را عوض مي كنيم تا ترش نشود بعد از اينكه كمي جوانه بسيار كوچك در آورد داخل دستمال نخي مرطوب نگهداري مي كنيم تا جوانه در آمده و نوك آن كمي سبز شود .مرتب دستمال را بااسپري نم دار مي كنيم .بعد كف ظرف مورد نظر را ماسه تميز و شسته ريخته و جوانه ها را به ظرف منتقل مي كنيم روزي 1-2 بار روي سبزه اسپري میزنیم مواظب باشيد كه آنقدر اب ندهيد كه اگر ظرف رو كج نگه داريم اب كنار ظرف جمع شود.

۲- روش ديگر اينكه داخل جوراب زنانه نازك رنگ روشن تخم چمن ريخته روي آن خاك اره مي ريزيم وبقيه جوراب را گره ميزنيم از اطراف جوراب قسمت پرشده تكه كوچكي جدا كرده با نخ دور ان را مي بنديم اين براي گوش است براي چشم ودهن از دكمه استفاده مي كنيم يا از سيم برق پوشش دار با رنگهاي متفاوت باسيم مي توانيم برايش عينك بسازيم . حالا ظرف بزرگي را پر اب كرده جوراب را داخل ان قرار ميدهيم تا خاك اره خوب خيس بخوردبعد از 1-2 ساعت در بشقاب يا كاسه گذاشته طوري كه قسمت گره دار داخل بشقاب باشد. داخل بشقاب بايد هميشه اب داشته باشد . روي سر جوراب را مرتب اسپري مي كنيم تا خشك نشود .




۳- براي سبزه كه روي كوزه كاشته مي شود روي كوزه پارچه نخي مي كشيم كوزه بدون لعاب باشد (سفالي) داخل كوزه راپر اب مي كنيم و شاهي يا خاكشير را كه يک 1شب خيس كرده ايم روي پارچه يا جوراب ميكشيم اضا فه جوراب را داخل كوزه قرار مي دهيم ومرتب رو ان را اسپري مي كنيم تا سبز شوند  .



۴- ميوه كاج را داخل آب انداخته تا پولك هاي ان از هم باز شود بعد بين پولك ها گندم جوانه زده مي گذاريم سبز شود (منظورم از پولك يا همانها كه مثل گلبرگ مي ماند)
روش خوشه گندم كه ساقه بلند دارد را خيس كرده داخل كوزه يا ظرف گودي قرار مي دهيم تا سبز شود اين مدل مثل يك دسته گل مي شود.



۵- روش ديگر اين هست  كه بعد از اينكه گندم يا جو يا... جوانه زد داخل يك سبد دستمال نخي خيس گذاشته وجوانه ها را روي دستمال مي ريزيم وروي جوانه ها راهم دستمال مرطوب مي گذاريم تا 2-3 روز وقتي كمي بزرگتر شد دستمال رويي را بر مي داريم ودر افتاب بيرون يا پشت پنجره مي گذاريم ومرتب اسپري مي كنيم وگاهي سبزه را مي چرخانيم تا افتاب به قسمتهاي ديگر سبزه برسد تا سبزه به اندازه رشد كند (از ارزن و تخمه افتابگردان ريز هم براي سبزه ميتوانيم استفاده كنيم ) در ضمن به جاي كوزه روي سر عروسك هم مي شود درست كرد.

 



پی نوشت : گندم 10 روز قبل از عيد ومقدار گندم 1ليوان بزرگ
سبزه ماش وعدس 15 روز قبل از عيد و1 ليوان ماش يا عدس لازم است
سبزه شاهي يا خاكشير 5 روز قبل از عيد ومقدار 1 استكان
اما در مورد تخم آفتابگردان مقدار تخمه نصف ليوان كافي است و فكر كنم 5-7 روز بود چون سريع رشد مي كند .


 

برای سبزه ی گرد در ست کردن می توانی از ظروفی که شکل گرد دارند به عنوان زیر کار استفاده کنی مثل توپ پلاستیکی و اتفاقا اگر چند توپ پلاستیکی به سایز های مختلف داشته باشی ویک طناب کنفی زیبا مثل گیسباف برایش درست کنی تا آویزان شود بسیار زیباست

یک پارچه ی نازک ( می تواند از انواع پارچه های کنفی باشد که آب را در خودش تا حدی حفظ کن
دور آن می کشی (بعضی ها از جوراب زنانه هم استفاده می کنند )
تخم‌ شاهی‌ را خیس‌ کنید و بگذارید یکی ‌دو ساعت‌ بماند تا حالت‌ ژله ‌ای‌ و چسبنده‌ پیدا کند. سپس‌ آن‌ را از بالا به‌ پایین‌ و به‌ آرامی‌ روی‌ توپپ بمالید. این‌ کار را به ‌دقت‌ و به‌ گونه ‌ای‌ انجام‌ دهید که‌ اصلاً معلوم‌ نباشد.وبه طور یکنواخت مالیده شود

توپ را در محل‌ گرم‌ بگذارید و هر روز دو بار با آبفشان‌ به‌ آن‌ آب‌ بپاشید تاهمیشه مرطوب‌ بماند. زمانی ‌که‌ شاهی‌ها جوانه‌ زد آن‌ را به‌ محل‌ خنک ‌تر ببرید چون در این مرحله گرما عمر سبزه‌ را کوتاه می کند.

موفق باشید و پیروز


گروه عاشقان
|+| نوشته شده توسط عاشقان نوروز در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 9:27 |

جشن سده

جشن سده 



 

جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، در آغاز شامگاه دهم بهمن برابر با آبان روز از بهمن ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است و به هیچ دین و مذهبی مربوط نیست.

جشن «سَدَه» بزرگ‌ترین جشن آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم کم‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌کنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

جشن سده جشن پيدايش آتش است صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و قدمت آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد.

از اسطوره‌هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگ‌ها جرقه اي زد و آتش پديدار شد.

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد          هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ             دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين                    نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد                همين آتش و آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد و آن شب باده خورد           سده نام آن جشن فرخنده كرد

 

 

جشن سده از نظر تقويمي40 روز پس از آغاز زمستان برگزار مي‌شد. اين جشن دقيقا در پايان چله‌ بزرگ قرار دارد و به اعتقاد عوام با به سر رسيدن اين چله زمين نفس مي‌كشد. به هر صورت صدمين روز زمستان كه پنجاه شب و پنجاه روز به رسيدن نوروز مانده است را سده مي‌گويند.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان‌هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي‌آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان‌اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

 

مراسم آيين جشن سده



امروزه جشن سده تنها در معابد زرتشتيان اجرا مي‌شود. به رغم تلا‌ش‌هايي كه زرتشتيان در ابقاي فرهنگ برپايي مراسم اعمال داشتند بسياري از بخش‌هاي اين رسم با شكوه از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شده است.
در روزگار قديم مهمترين مراسمي را كه معمول مي‌داشتند و از دير باز تا كنون نيز برجاست آتش افروزي بوده است. آتش افروزي كه اساسا شكوه و جلا‌ل جشن سده بر آن استوار بوده و هست، در پايان روز دهم و شب يازدهم انجام مي‌گرفت.

پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يك به فراخور حال خود به تهيه هيزم و خار و خاشاك بويژه چوب گز مي‌پرداختند و كوهه‌ها و پشته‌هايي بلند از آنها مي‌ساختند و آتش مي‌زدند. اين آتش افروزي بحدي زياد بود كه فروغ آن از فرسنگ‌ها مسافت ديده مي‌شد چنانكه فروغ آتش افروزي جشن سده را كه مسعود غزنوي در سال 426 برپا كرد بقول بيهقي از ده فرسنگي ديده بودند.

معمولا‌ اين آتش افروزي در دشت پهناور صورت مي‌گرفت و همچنين برفراز تپه‌ها و كوه‌ها بوته و هيمه و خار جمع‌آوري مي‌كردند.
در مجالسي كه با حضور پادشاهان و بزرگان بر پا مي‌شد شمع‌ها نصب مي‌كردند كه مي‌بايست تا هنگام غروب افروخته شود، گرد آتشي كه در حضور پادشاه يا امير افروخته مي‌شد خواني مي‌گستراندند . شعرا قصايدي را كه در مدح جشن سده ساخته بودند مي‌سرودند و مردم به شادي مي‌پرداختند و از فراز توده‌هاي كوچك آتش مي‌پريدند كودكان و خردسالا‌ن نيز از اين شادي، بهره بسيار مي‌بردند.

 

 

توجه       توجه         توجه

وبلاگ نوروز ، وبلاگ اختصاصی  گروه عاشقان در بلاگفا در مورد نوروز اين آيين كهن ايراني آمادگی  دارد تا در صورت تمايل دوستان ، مطالب نوروزی وبلاگ شان را با ذكر نام وبلاگشان منتشر كند ، لذا از تمامی دوستان خواهشمنديم ما را در اين مسير همراهی كنند ، در ضمن خاطرات نوروزی  را برای ما بفرستيد تا با نام خودتان در وبلاگ نوروز به ثبت برسانيم .  

 

زنده باد آيينهای کهن ايران زمين

 

زنده باد ايران

 

زنده باد ايرانی

 

با آرزوی شادی برای هموطنان

گروه عاشقان

|+| نوشته شده توسط عاشقان نوروز در شنبه هفتم اسفند 1389 ساعت 9:41 |