جشن چهارشنبه سوری

 

امشب شب چهارشنبه سوری

 

شب جشن  و  شادی

 

مبارك باد

 

 

 

    چهارشنبه سوری امسال

 

    با شکوه تر از هر سال

 

 

جشن چهارشنبه‌سوری روز خاصي براي آتش‌افروزی و پريدن از روی آتش است. غروب آخرين سه‌شنبه سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبه سال موعدی است كه در آن همه برای برپايی اين جشن به تكاپو می‌افتند. 

 

مراسم چهارشنبه سوری

 


 بوته افروزی

 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته های  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بيماری و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

 

                               زردی من از تو   سرخی  تو از من 

 

                        غم برو شادی بيا ، محنت برو روزی بيا 

 

                        ای شب چهارشنبه ، ای كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روی آن، زردی و بيماری خود را، از راه جادوی سرايتی، به آتش می دهند و در عوض سرخي و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بيرون می برد و در سر چهار راه، يا در آب روان می ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به  ساكنان خانه می گويد كه از عروسی می آيد و تندرستی و شادی براي خانواده آورده است.در اين هنگام اهالی خانه در را به رويش می گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای يك سال به درون خانه خود می برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زيانكار می پالايند و ديو پليدی و ناپاكی را از محيط زيست دور و پاك می سازند. برای اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان می ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

 کوزه شکنی  

 

 

 

 مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سياه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی ، و يك سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالين می اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می  كند و می گويد (( درد و بلای خانه را ريختم به کوچه ))  

 

 

                    فال گوش نشينی 

 

 

زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوی زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت می كنند  و از خانه  بيرون می روند  و در سر گذر يا سر چهارسو می ايستند و گوش  به صحبت  رهگذران  می سپارند و به  نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان  دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی  خود را برآورده  می پندارند.  ولی  اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

 

 

 قاشق زنی

 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شيرينی يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چيزی به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

   آش چهارشنبه سوری

 

 

خانواده هايی كه بيمار يا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار می خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش می کردند .

 

 

               آجيل چهارشنبه سوری

 

 

                  

 

 

زنانی  كه نذر و نيازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله میخريدند و پاك می كردند و ميان خويش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است.

 

 

 

مراسم ديگری  مانند توپ مرواريد ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قليا سودن ، فال گرفتن هم در اين شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

 

 

چهارشنبه سوری امسال با شکوه تر از هر سال  

 

 

      زردی من از تو   سرخی  تو از من  

 

زنده باد آيينهای کهن ايران زمين

 

زنده باد ايران

 

زنده باد ايرانی

 

 

 

چهارشنبه سوری امسال مهستی نازنين كنار ما نيست

 

به ياد او و تمامی آنانی كه امسال كنار ما نيستند .

 

 

مهستی يادت همواره جاويدان خواهد ماند

 

روحت شاد

 

با آرزوی شادی برای هموطنان در شب چهارشنبه سوری

گروه عاشقان  

جشن سده

جشن سده

 

 

جشن سده جشن پيدايش آتش است صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و قدمت آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد.

از اسطوره‌هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگ‌ها جرقه اي زد و آتش پديدار شد.

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد          هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ             دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين                    نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد                همين آتش و آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد و آن شب باده خورد           سده نام آن جشن فرخنده كرد

 

 

جشن سده از نظر تقويمي40 روز پس از آغاز زمستان برگزار مي‌شد. اين جشن دقيقا در پايان چله‌ بزرگ قرار دارد و به اعتقاد عوام با به سر رسيدن اين چله زمين نفس مي‌كشد. به هر صورت صدمين روز زمستان كه پنجاه شب و پنجاه روز به رسيدن نوروز مانده است را سده مي‌گويند.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان‌هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي‌آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان‌اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

 

مراسم آيين جشن سده

 

 

امروزه جشن سده تنها در معابد زرتشتيان اجرا مي‌شود. به رغم تلا‌ش‌هايي كه زرتشتيان در ابقاي فرهنگ برپايي مراسم اعمال داشتند بسياري از بخش‌هاي اين رسم با شكوه از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شده است.
در روزگار قديم مهمترين مراسمي را كه معمول مي‌داشتند و از دير باز تا كنون نيز برجاست آتش افروزي بوده است. آتش افروزي كه اساسا شكوه و جلا‌ل جشن سده بر آن استوار بوده و هست، در پايان روز دهم و شب يازدهم انجام مي‌گرفت.

پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يك به فراخور حال خود به تهيه هيزم و خار و خاشاك بويژه چوب گز مي‌پرداختند و كوهه‌ها و پشته‌هايي بلند از آنها مي‌ساختند و آتش مي‌زدند. اين آتش افروزي بحدي زياد بود كه فروغ آن از فرسنگ‌ها مسافت ديده مي‌شد چنانكه فروغ آتش افروزي جشن سده را كه مسعود غزنوي در سال 426 برپا كرد بقول بيهقي از ده فرسنگي ديده بودند.

معمولا‌ اين آتش افروزي در دشت پهناور صورت مي‌گرفت و همچنين برفراز تپه‌ها و كوه‌ها بوته و هيمه و خار جمع‌آوري مي‌كردند.
در مجالسي كه با حضور پادشاهان و بزرگان بر پا مي‌شد شمع‌ها نصب مي‌كردند كه مي‌بايست تا هنگام غروب افروخته شود، گرد آتشي كه در حضور پادشاه يا امير افروخته مي‌شد خواني مي‌گستراندند . شعرا قصايدي را كه در مدح جشن سده ساخته بودند مي‌سرودند و مردم به شادي مي‌پرداختند و از فراز توده‌هاي كوچك آتش مي‌پريدند كودكان و خردسالا‌ن نيز از اين شادي، بهره بسيار مي‌بردند.

 

توجه       توجه         توجه

وبلاگ نوروز ، وبلاگ اختصاصی  گروه عاشقان در بلاگفا در مورد نوروز اين آيين كهن ايراني آمادگی  دارد تا در صورت تمايل دوستان ، مطالب نوروزی وبلاگ شان را با ذكر نام وبلاگشان منتشر كند ، لذا از تمامی دوستان خواهشمنديم ما را در اين مسير همراهی كنند ، در ضمن خاطرات نوروزی  را برای ما بفرستيد تا با نام خودتان در وبلاگ نوروز به ثبت برسانيم .  

 

زنده باد آيينهای کهن ايران زمين

 

زنده باد ايران

 

زنده باد ايرانی

 

با آرزوی شادی برای هموطنان

گروه عاشقان

 

وبلاگ شماره 1 : نوروز 85

وبلاگ شماره ۲ : نوروز 8۶

وبلاگ شماره ۳ : خانه ايرانيان

وبلاگ شماره ۴ : نوروز


http://www.norouz85.blogfa.com

http://www.norouz86.blogfa.com

http://www.iranianhouse.blogfa.com

http://www.norouz.blogfa.com

شعر

 

                     پاشو پاشو، پاشو گلدونو بيار وقتشه سنبل بكاريم

                          

                          اگه نوروزم نياد با يه غزل عيد مياريم...

 

                         نگو فروردين ما چند سالي مونده تا بياد

 

                       عيد عاشق هر شبه تقويم و ساعت نمي خواد

 

                         بي بهارم ميشه گاهي خواب نرگس ببينيم

 

                   وقت و بي وقت تو خونه سفره ي هفت سين بچينيم

 

                             سيني سبز سرود گوشه ي انباره هنوز

 

                          رو سر انگشتاي تو سوز خوش تاره هنوز

 

                               يه سبد سلامتي هنوز تو گنجه ي تنه

                     

                            يه كتاب خورشيد هنوز تو بقچه ي دل منه

 

                              من ديگه منتظر هيچ كسي نيستم كه بياد

                            

                               دل من از آسمون معجزه اصلاً نمي خواد

                             

                             چشم به راه چه كسي نشستي پاي پنجره

               

                                 دست بي منّت تو پر از بهار منتظره

روز شمار 4

۱۴ روز مانده

 

به نوروز ۱۳۸۷

 

از سال ۱۳۸۶

 

 

جشن

جشن سده

 

 

جشن سده جشن پيدايش آتش است صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و قدمت آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد.

از اسطوره‌هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگ‌ها جرقه اي زد و آتش پديدار شد.

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد          هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ             دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين                    نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد                همين آتش و آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد و آن شب باده خورد           سده نام آن جشن فرخنده كرد

 

 

جشن سده از نظر تقويمي40 روز پس از آغاز زمستان برگزار مي‌شد. اين جشن دقيقا در پايان چله‌ بزرگ قرار دارد و به اعتقاد عوام با به سر رسيدن اين چله زمين نفس مي‌كشد. به هر صورت صدمين روز زمستان كه پنجاه شب و پنجاه روز به رسيدن نوروز مانده است را سده مي‌گويند.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان‌هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي‌آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان‌اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

 

مراسم آيين جشن سده

 

 

امروزه جشن سده تنها در معابد زرتشتيان اجرا مي‌شود. به رغم تلا‌ش‌هايي كه زرتشتيان در ابقاي فرهنگ برپايي مراسم اعمال داشتند بسياري از بخش‌هاي اين رسم با شكوه از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شده است.
در روزگار قديم مهمترين مراسمي را كه معمول مي‌داشتند و از دير باز تا كنون نيز برجاست آتش افروزي بوده است. آتش افروزي كه اساسا شكوه و جلا‌ل جشن سده بر آن استوار بوده و هست، در پايان روز دهم و شب يازدهم انجام مي‌گرفت.

پادشاهان و بزرگان و مردمان ديگر هر يك به فراخور حال خود به تهيه هيزم و خار و خاشاك بويژه چوب گز مي‌پرداختند و كوهه‌ها و پشته‌هايي بلند از آنها مي‌ساختند و آتش مي‌زدند. اين آتش افروزي بحدي زياد بود كه فروغ آن از فرسنگ‌ها مسافت ديده مي‌شد چنانكه فروغ آتش افروزي جشن سده را كه مسعود غزنوي در سال 426 برپا كرد بقول بيهقي از ده فرسنگي ديده بودند.

معمولا‌ اين آتش افروزي در دشت پهناور صورت مي‌گرفت و همچنين برفراز تپه‌ها و كوه‌ها بوته و هيمه و خار جمع‌آوري مي‌كردند.
در مجالسي كه با حضور پادشاهان و بزرگان بر پا مي‌شد شمع‌ها نصب مي‌كردند كه مي‌بايست تا هنگام غروب افروخته شود، گرد آتشي كه در حضور پادشاه يا امير افروخته مي‌شد خواني مي‌گستراندند . شعرا قصايدي را كه در مدح جشن سده ساخته بودند مي‌سرودند و مردم به شادي مي‌پرداختند و از فراز توده‌هاي كوچك آتش مي‌پريدند كودكان و خردسالا‌ن نيز از اين شادي، بهره بسيار مي‌بردند.

 

روز شمار 3

۲۶ روز مانده

 

به نوروز ۱۳۸۷

 

از سال ۱۳۸۶